بنیاد ایران شناسی

مراسم «بزرگداشت مولانا» برگزار شد

بنیاد ایران شناسی

همایش «بزرگداشت مولانا» بهمت بنیاد ایرانشناسی و با مشارکت کمیسیون ملی یونسکو- ایران، کرسی مولوی‌پژوهی، انجمن دوستداران حافظ (دفتر تهران) و فرهنگستان زبان و ادب فارسی، پانزدهم مهرماه 1398 در تالار محتشم بنیاد برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی بنیاد ایرانشناسی، در این همایش که با حضور و سخنرانی حضرت آیت‌ا... سیدمحمد خامنه‌ای: رئیس بنیاد ایرانشناسی، دکتر غلامعلی حداد عادل: رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دکتر عبدالمهدی مستکین: مدیر گروه فرهنگ کمیسیون ملی یونسکو- ایران، دکتر سید علی‌اصغر میرباقری فرد: رئیس کرسی مولوی‌پژوهی و دکتر قاسم پورحسن: پژوهشگر فلسفه و دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی همراه بود؛ درباره آراء و آثار مولانا و وضعیت مولوی‌پژوهی در ایران و جهان به ارائه سخنرانی پرداخته شد.
بر این اساس، در ابتدای این مراسم خانم دکتر شیدا مهنام، دبیر همایش ضمن خیر مقدم به مهمانان، از اهداف اصلی برگزاری این مراسم را نگاه ویژه و اهمیت و تأکید ریاست محترم بنیاد ایرانشناسی به مفاخر ایرانی و نقش و تأثیر این مفاخر در رشد و شکوفایی فرهنگ و تمدن ایرانی و نیز معرفی صحیح فرهنگ و معارف ناب اسلامی بیان کرد.
وی با بیان اینکه دنیای امروز دنیایی به دور از فرهنگ صلح و انسان‌دوستی است، برپایی چنین مراسمهایی را فرصتی مناسب در بازنگری نقش و سبک و آیین مفاخر و نگاهی دوباره به فرهنگ اصیل ایرانی- اسلامی بیان کرد. ایشان در پایان با بیان اینکه مقام معظم رهبری نیز- از بالاترین رأس- نگاهی آیین‌محور،‌ معنویت محور و عرفان محور به موضوع مولانا دارند، همین نگاه را شالوده و پایه و اساسی بر سمت و سو دادن به موضوع مولانا خواند.
با این مقدمه ایشان از حضرت آیت‌ا... سیدمحمد خامنه‌ای، رئیس بنیاد ایرانشناسی دعوت بعمل آوردند، تا درخصوص مقام شامخ این عارف و شاعر برجسته ایرانی، «محمد بن محمد بن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» به ایراد سخنرانی بپردازند.
بر این اساس حضرت آیت‌ا... سیدمحمد خامنه‌ای، رئیس بنیاد ایرانشناسی، ضمن خیرمقدم به مهمانان، بزرگان و کانونهای معرفتی هر ملت را سرمایه‌های بزرگ آنها خواند، که نباید از دست بروند و برپایی چنین مراسمهای گرامیداشتی میتواند مانع از به فراموشی سپرده شدن آنها شود. متأسفانه اینروزها عده‌ای سرمایه‌های گرانبهای ایران‌زمین را- که تاریخ آنها را فراموش نخواهد کرد- به سرقت برده‌اند. ملتهایی که پیشینه، رشد فکری و رجال این چنینی نداشته‌اند، امروز مدعی و در تلاشِ به تصرف درآوردن شخصیتهای ایرانی به نام خود هستند و بدینگونه فارابی، ابن‌سینا و مولوی ترک میشوند. اما ملیت مشاهیر را نباید کسی از آن خود کند؛ چرا که این کار خیانت به تاریخ است. مولوی بلخی را باید خراسانی دانست، او رومی نیست، ایرانی است و زمانی بلخ و قونیه هم بخشی از ایران بوده است.
معظمُ‌له در بخش دیگری از سخنان خود، ارزشمندترین سرمایه هر ملت را معرفت بیان کرد، «معرفت»: بمعنای جهان‌بینی درست از عالم. بنابر گفته ایشان ما وقتی جمال‌شناس شویم، عاشق میشویم، عشق حرکت بوجود می‌آورد، حرکت انسان را به رشد میرساند و رشد انسان را به کمال نزدیک میکند و اینگونه انسان به خدا میرسد. معرفت سرمایه بسیار بزرگی است و ادیان الهی خیلی به موضوع معرفت پرداخته‌اند. ما از برکت تشیع و آموزههای دینی اهل بیت(ع) از نظر معارف الهی رشد بسیار داشته‌ایم. با این حال سنایی، عطار، مولوی و امثال این مفاخر پیامبران متخصص در امر آشنایی و تفهیم معارف بوده‌اند.
واقعیت اینست که از راه معرفت میتوان به رشد رسید. همه چیز کهنه میشود، بجز معرفت که روز به‌روز جوانتر خود را به اهلش عرضه میدارد. رئیس بنیاد ایرانشناسی در پایان با بیان اینکه متأسفانه این روزها مولانا بصورت درست معرفی نمیشود، بلکه در تعریف وی از سماع و ساز نی بهره‌ میگیرند، چنین بیان داشتند: مولوی رقص و ساز نیست، مولوی در مثنوی است و تمام مثنوی بزبان فارسی است؛ زبانی که قابلیت فهم و بیان کردن معارف مولانا را دارد. مولوی ایرانی است، اما بلحاظ شخصیت معرفتی متعلق به جامعه جهانی است و هیچ وقت نباید او را در قفس مرز‌ها حبس کرد. ما افتخار میکنیم که او ایرانی است و این درخت تناور در ایران رشد کرده است، اما از ثمراتش تمام دنیا میتوانند استفاده کنند.
(مشروح سخنان ریاست محترم بنیاد ایرانشناسی، متعاقباً بر روی تارنمای بنیاد قرار خواهد گرفت.)
در ادامه این مراسم آقای دکتر غلامعلی حداد عادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، عنوان سخنرانی خود را «نگاهی به عالم مولانا» بیان کرد. بنا برگفته ایشان، مولانا هم سرمایه است برای ما و هم سرچشمه. او یک رود خروشان زلال است که نزدیک به 800 سال در جهان و عالم فارسی‌زبانان جریان دارد. از زمان سروده شدن مثنوی تا امروز، در سراسر جهان و بخصوص فارسی‌زبانان همچون ورق زر از آن بهره میبرند.
مثنوی‌خوانی یک سنت عرفانی، ادبی، اجتماعی و دینی بوده و در هر جایی که زبان فارسی حضور داشته، برگزار میشده است. در ایران محافل مثنوی‌خوانی بسیاری داشتیم. حتی در بوسنی تا همین اواخر سنت مثنوی‌خوانی برقرار بوده و شاید امروز باز هم احیا شده باشد.
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی با اشاره به اهمیت پرداختن به مولانا گفت: توجه به شرحها، تفسیرها و گزیدهها خود بیدارکننده است، که مولانا و آثارش به چه اندازه اهمیت دارند. در سراسر جهان اسلام بر مثنوی شرحهای متعددی نوشته شده است. در شبه قاره هند بیشترین شرحها بر مثنوی نگاشته شده است. در ایران نیز «حاج ملاهادی سبزواری»، از مفاخر بزرگ ایرانی، شرحی بر آثار مولانا دارد. همچنین در سراسر دنیا مثنوی به زبانهای گوناگون ترجمه شده و چندین سال در میان کتابهای شعر منتشره در آمریکا، پر فروشترین کتاب بوده است.
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در بخش دیگری از مطالب خود، برای درک عالم مولانا، توجه کردن به دنیای غرب را بیان کرد. دنیایی که بر تمام جهان تسلط یافته است و در برابر تمام حرکتهایی که قصد دارند از زیر سلطه رها شوند، بشدت خشونت به خرج میدهد و سرکوب میکند. رسانه‌های غربی بهترین نمونه از دنیای غرب و آینه و پیشانی آن هستند. محتوای تولیدی رسانه‌های آنها تماماً حول پرداختن به موضوعاتی همچون: چه لباسی بپوشید؟ چه بخورید؟ چگونه تفریح کنید؟ میگذرد. همچنین با نگاه به صدر اخبارِ جهان در دنیای اینترنت متوجه میشویم چند خبر ابتدایی به موضوعات سیاسی اختصاص دارد، که دلالت بر قدرت‌طلبی دنیای غرب است و پس از آن مهمترین اخبارشان اخبار خوانندگان و سلبریتی‌های غربی است و انسان از چنین اخباری بعنوان برترین اخبار دنیا با بیشترین عنوان بازدیدکننده دچار شرم میشود. عالم مولانا نقطه مقابل تمدن امروز غرب است. تمدنی که سایه شوم‌اش را بر سر همه گسترده است. در زندگی غربی با جهانی فاقد معنا روبه‌رو هستیم و انسان معنایی ندارد، اما مولانا تمام سخنش اینست که جهان و انسان معنای بزرگی دارد.
آقای دکتر حداد عادل با اشاره به نگاه مولانا به زندگی، افزود: مولانا در 26 هزار و 500 بیت مثنوی و داستانهایش مراد و مقصودش اینست که نگاه ما را به سمت بالا معطوف کند. تمام مثنوی یک انگشت اشاره به سمت بالا دارد تا یادآوری کند که تمام دنیا خور و خواب و خشم و شهوت نیست و اصل چیز دیگری است. تا وقتی که انسان برای خودش معنا قائل نشود، معنایی در جهان پیدا نمیکند. انسان و جهان همانند دو آینه روبه‌روی هم هستند.
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در توضیح نگاه عاشقانه مولانا در سروده‌هایش، چنین بیان داشت: اگر فردوسی شاهنامه را سروده، مولانا با مثنوی عشق‌نامه سروده است. ‌تمام حرف و عالم مولانا این است ما یک مبدأ و مقصد داریم و مسافر راهی هستیم. حرکت ما به سوی عالم بالا با سازوکار عشق است. موتور هر کس به سمت عشق دل است و آنست که ما را در مسیر عشق حرکت میدهد و تمام سخنش اینست: در دنیا باش و زندگی کن، اما فراموش نکن از کجا آمده‌ای و به کجا میروی. وی با تمام تمثیلها سعی در بیان این اصل دارد که انسان بزرگتر از آنست که تمام همّ و غمش دنیا باشد. کسانیکه فقط دنیا را میبینند، همانند آن شکارچی هستند که به جنگل رفته و بجای آنکه پرنده در آسمان را شکار کند، سایه او را در زمین نشانه گرفته است.
در ادامه این مراسم آقای دکتر عبدالمهدی مستکین، مدیر گروه فرهنگ یونسکو- ایران، ضمن تقدیر از بنیاد ایرانشناسی در برپایی مراسم بزرگداشت برای مولانا و از غربت به درآوردن مولانا، سخنان خود را چنین آغاز کرد. عصر ما عصر بی‌قراری و اضطراب است و این اضطراب باعث شده که آدمی از موزون شدن به دور باشد. مولانا با اشعارش آدمی را موزون میکند؛ چرا که او یک نظام فکری برای ما ترسیم میکند. خیلی از ما شب امتحانی هستیم؛ اما دنیای امروز ما را از شب امتحان هم غافل کرده و مولانا به ما انذار میدهد. مولانا پخته شدن را در گرو موزون شدن میداند و آن منوط بر وارد آزمون شدن است. انسانی که در کوره آزمون میرود، باید لاجرم سربلند از آن بیرون آید.
پیام مولانا در باب موزون شدن در ایام فُرجه اینست: آدمی در ایام فرجه نباید گرفتار خور و خواب و شهوت و حسد و کینه شود. برای موزون شدن باید به ستیز این دیوهای روزگار رفت. در ایام فرجه باید برای زین کردن مرکب به سوی مرکزالاسرار که تمام شادی درونی در آنست، محیا شد. بر این اساس اگر در ایام فرجه شهوت و منیتهای دون انسانی بر جوهره هر انسانی غلبه یابد، وی از هر حیوانی پست‌تر خواهد شد و اگر در این آزمون بر نفسانیات انسانی غلبه یابد، وی مقامش از هر ملائکه‌ای بالاتر خواهد رفت.
ایشان در پایان با بیان اینکه پرداختن به مثنوی همچون سم‌زدایی از جسم و جان و انس با قرآن است، چنین اظهار داشت: مرحوم علامه جعفری 2200 آیه قرآن را از مثنوی استخراج کرده و این نشان از اهمیت این اثر دارد.
همچنین دکتر سید علی‌اصغر میرباقری فرد، رئیس کرسی مولوی‌پژوهی، سخنرانی خود را با موضوع «مولوی‌پژوهی، فرصتها وچالشها» ارائه کرد. ایشان با طرح این سئوال که ما در دنیای امروز با مولانا و امثال مولانا چگونه باید برخورد کنیم؟ چنین بیان داشت: امروز توجه به سرمایه‌های فرهنگی یک فرصت برای ملتها در راستای اعتلای جامعه‌شان است.
امروز در دنیا دانشگاههای نسل چهارم شکل گرفته که معرفت‌گرا هستند. پیشرفته‌ترین دانشگاهها در حوزه پزشکی و مهندسی توجه خاصی به علوم انسانی کرده‌اند. برداشت آنها این است که دانشگاه هر رشدی که داشته باشد، رسالتی دارد و آن رسالت باید به رشد فرهنگی جامعه ختم شود. بر این اساس داشتن سرمایه‌های فرهنگی یک فرصت است و مهم اینست که چقدر از این سرمایه‌ها استفاده میکنیم. یکی از این سرمایه‌ها مولاناست که باید قدر او را بدانیم و به او توجه کنیم.
رئیس کرسی مولوی‌پژوهشی در توضیح ترجمه‌های ضعیف از آثار مولانا بیان داشت: اگر به ترجمه‌های منتشره از مولانا در آنسوی مرزها توجه کنیم، میبینیم که بسیاری از ترجمه‌ها مشکل دارد، با این حال مثنوی پرفروش شده است. حال اگر به گونه‌ای فعالیت کنیم که چهره واقعی مولانا به جهانیان معرفی شود، تازه متوجه خواهیم شد که نفوذ او چقدر است. حضور مولانا در جامعه ما و جامعه جهانی به قاعده و کافی نیست و امروز چهره‌ای که از مولانا می‌شناسیم، تمام ظرفیت او نیست. متأسفانه نوجوانان و جوانان ما امروز مولانا را با کتاب رمان «ملت عشق» میشناسند. کتابی که شخصیت نازلی از او را نمایان میکند. اگر ما بتوانیم همان کاری را که کتاب «ملت عشق» کرد، به درستی انجام دهیم، میتوانیم مولانا را به شکل درست به جهانیان معرفی کنیم.
این مولوی‌پژوه افزود: ما با پژوهشهای میدانی به این نتیجه رسیده‌ایم که هر روز در شهرها و روستاهای کشورمان نشستهای مثنوی‌خوانی برپا میشود. با بررسی نقاط قوت و ضعف‌ این نشستها مشخص شد کسانیکه این جلسات را اداره میکنند، آشنایی کافی با معارف اسلامی و معارف مولانا ندارند.
مسئله دیگر آنست که زمانیکه میخواهیم مولانا را مطرح کنیم، میزان درک، سن و علایق مخاطبان سنجیده شود و پس از آن متناسب با میزان درک مخاطبان بسته‌های درستی تنظیم و ارائه شود. خیلی از مسائل را نمیشود برای مخاطب عام بیان کرد، اما بعضاً در این جلسات از ابتدا شروع میکنند و همه چیز را برای همه کس می‌گویند. مولانا تخلص «خموش» داشت و دائم میگفت که قرار نیست هر چیزی را برای هر کس بیان کرد، اما امروز در مثنوی‌خوانی چنین نکاتی رعایت نمیشود.
ایشان در ادامه با بیان اینکه مثنوی معنوی مولانا کتاب زندگی است، چنین اظهار کرد: مهمترین ویژگی که مثنوی را از سایر آثار متمایز کرده، سرودن آن در حضور مخاطبان حی و حاضر است. در هیچ کتابی نقش مخاطبان به این اندازه نبوده و میتوان ادعا کرد اگر نقش مخاطبان در سرودن مثنوی بیشتر از مولانا نباشد، کمتر نیست. مثنوی کتاب فصل‌بندی شده‌ای نیست و اگر کسی میخواهد موضوعی را در آن پیدا کند، باید تمام آنرا بخواند. مثنوی زاییده قرآن است و در سخنهای حضرت امام (ره) هم به یاد داریم که ایشان مثنوی را تفسیر قرآن میخواندند. اگر امروز شاهدیم که مثنوی حضور گرمی در دنیای ما دارد، به این دلیل است که در میان مخاطبان سروده شده و گویی مولانا برای کل مردم تاریخ این کتاب را سروده است.
همچنین دکتر قاسم پورحسن، پژوهشگر فلسفه که آخرین سخنران این نشست بود با اشاره به رابطه مولانا و عقل چنین بیان داشت: بسیاری به نادرست مولوی را مخالف عقل میدانند، اما چنین نیست. متأسفانه کشورهای مختلف سرمایه‌های ما را به تاراج برده‌اند و ما ساکت و به میراث خود بی‌توجه هستیم و این مشکل با برگزاری نشست حل نمیشود و نیازمند کوششهای بنیادی است. ایشان در ادامه چنین بیان داشت: وقتی ترکها نمیتوانند حتی یک خط از آثار مولانا، فارابی و ابن‌سینا را بخوانند، واقعاً چه نسبتی بین آنها و این مفاخر وجود خواهد داشت؟ متأسفانه ما به میراث همچون گذشته نگاه میکنیم، اما این نگاه درست نیست، میراث حیث وجودی دارد و حاضر و ناظر است و علاوه‌بر سرچشمه بودن، بنیاد است. ما بدون مولانا نمیتوانیم میراثمان را بشناسیم. حکمت ایرانی با دو بنیاد خود یعنی فلسفه و ادبیات راه به جهان بیرون یافته است. مولانا چراغ عقل را خاموش نمیکند و در آثار او میبینیم که عبارتهای بسیاری درباره عقل دارد، مولانا ادامه حیات عقلی ماست. مراد مولوی از مضموم بودن عقل، «عقل جزوی» است. عقل جزوی آفتش وهم است و ظنّ. در مقابل، «عقل عرشی» مؤسس است، اگر نباشد، متنیت عرش فهم نمیشود. عقل انشاگر است. بر این اساس «عقل جزوی» عقل را بدنام کرده است و حکمت و عرفان ایرانی از منظر مولانا با «عقل عرشی» بیان میشود.

بنیاد ایران شناسی بنیاد ایران شناسی بنیاد ایران شناسی بنیاد ایران شناسی بنیاد ایران شناسی بنیاد ایران شناسی