بنیاد ایران شناسی

بنیاد ایران شناسی برگزار کرد

«مطالب نوین ایرانشناسی در روسیه»

بنیاد ایران شناسی

نشست «مطالب نوین ایرانشناسی در روسیه» با هدف تقویت ایرانشناسی و بررسی مطالب نوین ایرانشناسی، بیستم مهرماه 1398 در بنیاد ایرانشناسی برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی بنیاد ایرانشناسی، در این نشست که با حضور مسئولان بنیاد ایرانشناسی و جمعی از اندیشمندان و پژوهشگران ایرانشناس از ایران و روسیه همراه بود، وضعیت کنونی و چشم‌انداز ایرانشناسی در روسیه مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
در ابتدای این نشست، پس از تلاوت قرآن و پخش سرود جمهوری اسلامی، آقای دکتر علیزاده؛ معاون اطلاع‌رسانی و امور ‌بین‌الملل بنیاد ایرانشناسی، ضمن ابلاغ سلام رئیس محترم بنیاد ایرانشناسی؛ حضرت آیت‌ا... سید‌محمد خامنه‌ای به حاضران،‌ از میهمانان و پژوهشگران برای شرکت در نشست تشکرکرد.
وی در ادامه برگزاری این نشست که مصادف با روز بزرگداشت حافظ، یکی از بزرگان ادب فارسی و از افتخارات ایرانیان است را رخدادی مهم برای جامعه ایرانی برشمرد و کتاب حافظ را بعد از قرآن و کتب مذهبی از مهمترین کتابهایی دانست که در خانه‌های ایرانیان موجود است و در ادامه تفالی به حافظ زد و چند بیت شعر از این شاعر بزرگ را خواند:


می‌فکن بر صف رندان نظری بهتر از این      بر در میکده می کن گذری بهتر از این
در حق من لبت این لطف که می‌فرماید      سخت خوب است ولیکن قدری بهتر از این
آن که فکرش گره از کار جهان بگشاید      گو در این کار بفرما نظری بهتر از این
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق      برو ای خواجه عاقل هنری بهتر از این
دل بدان رود گرامی چه کنم گر ندهم      مادر دهر ندارد پسری بهتر از این
من چو گویم که قدح نوش و لب ساقی بوس      بشنو از من که نگوید دگری بهتر از این
کلک حافظ شکرین میوه نباتیست بچین      که در این باغ نبینی ثمری بهتر از این

در ادامه، آقای دکتر بوربور؛ مدیر پژوهشکده و مطالعات ایرانشناسی، ضمن اشاره به حضور استادان برجسته و سرشناس ایرانشناس از روسیه در نشست که میتوان از اطلاعات و دانش آنها و آخرین تحقیقاتی که در مورد ایرانشناسی شده استفاده کرد، از بنیاد ایرانشناسی برای فراهم آوردن شرایط این نشست تشکر و قدردانی کرد. وی در این راستا ایرانشناسی را یک علم جهانی برشمرد که در معتبرترین دانشگاههای دنیا وجود دارد.‌ ایشان همچنین به مراکز علمی مهم و ارزنده ایرانشناسی در کشورهایی همچون آمریکا، بلژیک، اتریش، دانمارک و ... اشاره کرد.
وی در ادامه گزارشی از طرحهای پژوهشی پژوهشکده و کتابخانه مطالعات ایرانشناسی را ارائه کرد، که مهمترین طرحهای آن بدین شرح است: «برگزاری کنفرانسها و سمینارهای مختلف داخل و خارج از ایران»، «تحقیق و پژوهش در رشته‌های معماری، شهرسازی، تاریخ،‌ مردم‌شناسی، زبانشناسی»، «طراحی گرافیک و نشریات» و«ایل بوربور».
در ادامه نشست آقای دکتر بهرام زاده، عضو هیئت علمی بنیاد ایرانشناسی، طرحهای زاگرس‌شناسی و گاهنگاری تطبیقی ایران و جهان را که مهمترین طرحهای پژوهشی بنیاد است را توصیف کرد و چنین بیان داشت:
بنا بر دستور رئیس محترم بنیاد؛ حضرت آیت‌ا... سیدمحمد خامنه‌ای، از این فرصت مغتنم استفاده میکنم و اولین طرح ما «گاهنگاری تطبیقی ایران و جهان» که بر اساس ضرورتهای مختلف شکل گرفته بود و در واقع گاهنگاری تطبیقی ایران با دیگر مناطق و حوزههای فرهنگی دنیا به انجام نرسیده بود و کسی از آن مطلع نبوده را توصیف میکنم. یکی از موضوعات مهمی که میتواند محمل ارتباط عمومی مردم در حوزههای مختلف علوم و حتی در بحث جامعه‌شناختی با ایرانشناسی باشد، احراز جایگاه ایران در مقایسه با سایر کشورهای دنیا بود، که به انجام نرسیده است و ما میبایست به نوعی دانش باستانشناسی و ایرانشناسی را به عامه مردم معرفی کنیم تا همه از آن برخوردار شوند. بخش اول کار ما گاهنگاری تطبیقی ایران است که گاهنگاری ایران از دوره پارینه سنگی تا بر آمدن دوران تاریخی عصر آهن اتفاق افتاد. قطعاً از این بخش (آهن به بعد) استادان بزرگوار، میهمانان روس ما که در خدمتشان هستیم، بیشتر اشراف دارند و به آن پرداخته‌اند، بویژه خانم پرفسور ایناموا دسکایا که در این خصوص اطلاعات جامع و کامل دارند. یکی از نکات ابهام و مشکلات بزرگ ما در تاریخ و کورونولوژی ایران این بوده است که ما از عصر آهن به بعد را که بر آمدن سلسله‌های تاریخی ایران است با عنوان دوران ایران شهری در محاوره فرهنگی ایرانی میشناختیم، ولی از دوران پیشا ایران شهری این دوره مهم، اطلاع جامع و کافی در اختیار نداشتیم. از جمله دلایل این امر نو پایی دانش باستانشناسی در ایران بود. عدم ارتباط فرهنگی و مستمر علمی با یک حوزه بزرگ فرهنگ مطالعاتی مثل «آندرونوو» در اتحاد جماهیر شوروی سابق که متاُسفانه در این بخش هم ملاحظه میفرمایید ما از آن نشانی نداریم و 9 حوزه فرهنگی غیر از حوزه بزرگ اتحاد جماهیری شوروی سابق را معرفی کردیم. بر خلاف اینکه از آغاز هزاره سوم میلادی ما مطالعاتی در شناخت فرهنگ «الدوان» هم در حوزه اتحاد جماهیر شوروی داریم ولی هنوز معارفه درستی اتفاق نیافتاده که ما بتوانیم آنرا اینجا قرار بدهیم. بنابر‌این یکی از دستاوردهای امروز ما در این جلسه میتواند همراهی و همکاری دانشمندان محترم روس با بنیاد ایرانشناسی برای ایجاد یک نمودار و گراف از مطابقه بین ایران، جهان و اتحاد جماهیر شوروی سابق باشد. فکر میکنیم این دانش که ما بخشی از آنرا به انجام رسانده‌ایم و بیش از 25 باستانشناس ایرانی و در محاوره و مکاتبه بخش بین‌الملل، آقای دکتر علیزاده با دانشمندان خارجی به انجام رسیده است، کماکان قابلیت به روز شدن دارد.
این جدول از گاهنگاریهای نسبی و گاهنگاریهای مطلق تهیه شده و سعی‌مان بوده که بیشتر از گاهنگاریهای مطلق بر اساس مطالعات «رادیو کربن» و «ترمولومینانس» استفاده کنیم که به بیراهه نرفته باشیم و موضوعاتی را مطرح کنیم که قابل استفاده برای عموم باستانشناسان در دنیا باشد. از دل این پروژه مهم که توانست به ما کمک کند مردم با باستانشناسی و ایرانشناسی ارتباط برقرار کنند، ارتباط فرهنگی و علمی ما با حوزههای دیگر باستانشناسی و ایرانشناسی دنیا هم گسترش پیدا کرد، بسیاری از دانشمندان علاوه شدند که نقطه نظراتشان را در ارتباط با این جدول گاهنگاری ارائه کنند. در عین حال ما برای اثبات موجودیت انسانی در این سرزمین به یک دورانی پیش از دوره ایران شهری یعنی به دوران پیش از تاریخ این بخش پرداختیم که قبلا هیچ توجهی به آن نشده بود و در بیشتر جداول گاهنگاریهای جهان، ایران از دوره هخامنشی معرفی میشد. باور داریم که از دوره هخامنشی و یا دورانی پیش از آن تازه تسمیه ایران بر این سرزمین گذاشته شده و ایران نامگذاری کردند و البته باید بدانیم که بخش مهمی از پیشرفتها و دستاوردهای فرهنگی و مدنی جهان مربوط به همین دوران پیش ایران شهری است. ما 10 مؤلفه و مصداق بعنوان مؤلفه‌ها و مصادیق نخستین توسعه فرهنگ و تمدن بشری تعریف کردیم. مثل: «اهلی کردن دام، اهلی کردن گونه‌های مختلف گیاهی، ذوب و استحصال انواع فلزات، آغاز روستا نشینی، آغاز شهر‌نشینی، ‌خط ونگارش و تجارت»، که اینها را به مثابه یک رنکینگ کنار هم قرار دادیم، تا بینیم مقام نخست بر اساس یافته‌های باستانشناسی امروزه به کدام یک از ملل تعلق دارد و به همین ترتیب مقام دوم و مقام سوم و ...
تعریف ما به صورت شماتیک (مدالهای طلا، نقره و برنز) بود تا عامه مردم متوجه شوند. عملاً چهار حوزه از دستاوردهای نخستین، یکی آغاز شهر‌نشینی بود که درخت آن را طراحی کردیم و برای برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد بر اساس یافته‌های باستانشناختی که نخستین شهر در ایران بوجود آمده، در هزاره چهارم پیش از میلاد، به نخستین جایگاه تجارت ایران اشاره کردیم. تجارت دریایی ما از هزاره چهارم پیش از میلاد به عصر مفرغ و برنز را ترتیب داده است، به آغاز روستانشینی و ذوب و استحصال فلز بویژه فلز مس برای نخستین‌بار در فلات ایران اشاره کردیم.
در سه حوزه دیگر فرهنگی سه مصداق دیگر برای توسعه دانش و فرهنگ بشری ایران مقام دوم را داشت و در سه حوزه دیگر مقام سوم، این یافته‌ها علمی است. در واقع ما بدنبال جوسازی و تبلیغات سیاسی یک موضوع غیر واقع نبودیم و من بیشتر از هر کسی افتخار دارم اینها را به شما که ایرانشناسان بزرگواری هستید،‌ معرفی بکنم و شما میخواهم که ما را در اثبات بیشتر این موضوع به جهانیان حمایت کنید.
آقای دکتر بهرام‌زاده در ادامه گفت: پروژه دوم ما که از دل همین جدول گاهنگاری خارج شد پروژه «زاگرس‌‌شناسی» بود. زاگرس یکی از ظلمهای بزرگ جغرافیای فرهنگی امروز ایران است، فارغ از حوزه ایران فرهنگی و فارغ از حوزه جهان ایرانی، ما زاگرس را یک حوزه فرهنگی میدانیم و البرز را یک حوزه فرهنگی، خراسان و سیستان را یک حوزه فرهنگی میدانیم، مکران، سواحل مکران و سواحل شمالی خلیج فارس را یک حوزه فرهنگی، جلگه خوزستان و فارس را یک حوزه میدانیم و فلات مرکزی ایران را در واقع یک حوزه فرهنگ. بنا این شد که ما یک تقسیم‌بندی جدید در جغرافیای فرهنگی ایران ارائه کنیم که در گذشته وجود نداشته، یکی از اهداف این پهنه‌بندی جدید، شناسایی پیوندهای فرهنگی و تاریخی با مناطق همجوار بود. کمااینکه ما نمیتوانیم فرهنگ «کور – ارس» و از فرهنگهای شمال غربی ایران جدا بدانیم و همانطور که ما نمیتوانیم اتفاقاتی که در بین‌النهرین در غرب زاگرس افتاده را بدون ارتباط با اتفاقات در جلگه خوزستان بدانیم و همچنین ما نمیتوانیم مرز باستان و خراسان بزرگ و جدایی از حوزه فرهنگی خراسان و سیستان امروزی در ایران بدانیم و باید اینها را حتماً مطالعه و بررسی کنیم.
خاطر نشان میکنم که مرزهای مطالعات جغرافیای سیاسی مصداق مطالعات ما نمیتواند باشد. کما اینکه کشورهایی همچون: تاجیکستان، روسیه، گرجستان و کشورهای دیگر از فرهنگ باستانشناسی ایران صحبت میشود و همه گله میکنند که چرا ما نقشی نداریم و چرا ما را در کنار خودتان بعنوان بخشهایی از حوزه فرهنگی ایران ندیده‌اید. بدلیل اینکه ما بسیاری از منابع و مراجع اصلی را در اختیار نداشتیم و نظر رئیس محترم بنیاد، نوشتن ماُخذ و منابع اصلی مورد استفاده در بحث ایرانشناسی بود. ما اولین کتاب را که در اختیار داشتیم از خانم «النا کوزمینا» راجع به «خاستگاه هند و ایرانیان» که در حال ترجمه آن هستیم و اطلاعات وسیعی به ما داده، که متاسفانه اینها در گذشته محرمانه بوده است و به دست ما نمیرسیده و ما از آن بی‌اطلاع بوده‌ایم. حدود سی سال پیش ما هیچ اطلاعی از آنچه شما مطالعه کرده بودید در اختیار نداشتیم، ولی امروز این اطلاع در اختیار ماست و امیدوارم همکاری خوبی با هم داشته باشیم.
در ادامه نشست، خانم دکتر الگا چنکوا؛ استاد زبانشناس از دانشکده شرق‌شناسی دانشگاه سنت پیترزبورگ و متخصص نسخ خطی ایرانی میانه، به توضیح فعالیتهای موسسه نسخ خطی شرقی آکادمی روسیه پرداخت.
این زبانشناس روسی، ویراستاری علمی و ترجمه تعداد زیادی از دستنوشته‌های ایرانی میانه متون پهلوی همچون: کارنامه اردشیر بابکان،‌ اندرزها، دادستان مینوی خرد،‌ پازند، بندهش، اردا ویراف نامه، فرهنگ اساطیری زبان پهلوی، کتابهای تدریسی فارسی باستان (اوستایی، پهلوی و مانی) را انجام داده است.
دکتر چناکوا، قطعه‌های مانوی به زبان فارسی میانه و پهلوی همچون: «سرود‌هها،‌ مدحها، نوشته‌های یادبود، نوشته‌ها و متنهای مانوی» را که در مؤسسه نسخ خطی شرقی آکادمی روسیه نگهداری میشده است، در سال 2011 به زبان روسی به چاپ رسانده است. ایشان همچنین جمع‌آوری و ویراستاری قطعه‌های زیادی از زبان ختنی و سغدی و خوارزمی را انجام داده است.
در ادامه خانم پرفسور اینامو دسکایا، استاد تاریخ و باستانشناس و پژوهشگر فعال در موسسه نسخ خطی شرقی آکادمی علوم روسیه، که از تحقیقات برجسته ایشان میتوان به «حفاری بناهای تدفینی هزاره متاُخر دوم و آغازین هزاره اول پیش از میلاد»، «تحقیقات تاریخی مهمی در مورد (سکاها، اورارتوها و مادها) و کتاب معروف «اوایل عصر آهن» اشاره کرد و از مقاله‌ها و کتابهای اخیر منتشر شده از وی میتوان «ایران در آستانه امپراطوریهای قرن نهم تا شش قبل از میلاد»،‌ «پادشاهی ماد» و «نسخه بروز شده روسی ایران در اوایل عصر آهن » در سال 2019 را نام برد.
این باستانشان در‌خصوص ایران هزاره اول، اورارتوییها و پلا‌کهای عاجکاری شده در تپه حنسلو، سخنرانی کرد.
در ادامه آقای پرفسور علی کلسنیکوف،‌ استاد تاریخ و سکه‌های دوران ساسانی از موزه ملی ارمیتاژ روسیه، به نتایج پژوهش و مطالعات صورت گرفته از گنج بزرگ بیلار که در سال 2002 میلادی در تاتارستان کشف شده، که اطلاعاتی همچون: وزن، تاریخ ضرب، خط و... را در اختیار پژوهشگران قرار داده است، پرداخت.
آقای دکتر پاول والری، مورخ و تاریخ‌شناس دوران اشکانیان، در‌خصوص نتایج کاوشهای باستانشناسی و اشیای منحصر بفرد کشف شده در شهر نیسای ترکمنستان (از شهرهای بجامانده از دوران اشکانی) توضیحاتی را برای پژوهشگران ایرانشناس ارائه کرد و بر این اساس آنرا به دو دوره نیسای نو و نیسای کهنه تقسیم کرد. نیسای کهنه پایتخت اشکانیان بود که شامل قرن دوم پیش از میلاد تا قرن اول پس از میلاد است و نیسای نو از سالهای قبل از جنگ جهانی دوم شکل گرفته است.
در پایان این نشست آقای دکتر پاول لوریه،‌ باستانشناس و مدیر بخش مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، در‌خصوص کشف دیوارنگاره‌ای به ارتفاع سه متر و طول یازده متر که داستان رستم را به تصویر کشیده است و در منطقه پنجکنتِ کهن در شمال تاجیکستان با پیشینه سُغدی است،‌ سخنرانی کرد.
این دیوارنگاره سغدی بنام «تالار کبود» که از شهر پنجکنت در تاجیکستان کشف شده است و در موزه ارمیتاژ به نمایش در‌آمده است.